سلام

تعطیلات خرداد ماه هم تموم شد . انشالله آنهایی که رفتند مسافرت صحیح و سالم برگردند سر خونه و زندگیشون و از فردا دوباره صبح و کار و زندگی . آنهایی هم که مسافرت نرفتند و خونه بودند . انشالله که توی این تعطیلات و ماه رمضان حسابی کسر خواب هاشون رو جبران کرده باشند و فردا بدون خمیازه های کشدار سر کار حاضر بشوند . اونهایی هم که مثل من سر کار بودند دستشون درد نکنه که دست از سر پول در اوردن بر نمی دارند و خجالت هم نمی کشند والا . اما جدا ازشوخی شغل های شیفت دار و گردشی آخر نامردی است و یک جا توی تعطیلات دست جمعی خرخره آدم رو می گیره و خب چون به سازمان و وزارت خونه و اداره و شرکت و هر کوفت و زهرمار دیگه ای که فکرش رومیشه کرد تعهد داری مجبوری که شیفت بمونی ولو اینکه هیچ خبری نباشه . و همه جمع کرده باشند رفته باشند شمال .

اما همیشه که ته همه چیزهای سیاه سیاه نیست گاهی هم ته چیزهای سیاه مثل شیفت موندن و نوشابه مشکی سفیده  و قتی  که با دوست داشتنی ترین موجود این روزهایی زندگیت شیفتت یکی  میشه و لابه لای آپ کردن خبر پلیس راه و پیگیری  محورهای مواصلاتی مصدود هی با هم چت می کنیم . هی تلفنی باهم حرف می زنیم . هی یک بهانه ای پیدا میکنیم که از هم سراغ بگیریم . خلاصه که دیوانه بازی هامون شیفت رو از قند و عسل هم شیرین تر کرد . اون هم نه با تنبل بازی و این صوبتا ها نه بابا . خیلی هم آدم های پرفکتی بودیم و کلی خبر زدیم رفت روی خط . دیروز خلوت ترین روز خبرگزاری هم بود . از انگشت های یک دست هم کمتر پرسنل توی اون 5 طبقه ساختمان بود و حسابی خوش گذروندیم . باشد که روزهای خوبمون تکرار شوند . الهی آمین .

رفتارهای دوگانه آدم ها رو نمی فهمم . من خودم یه شدت آدم تلافی گری هستم . تلافی کردن خوبی و بدی هیچ فرقی برایم نداره. به قول عزیز جون خدا بیامرز چیزی پیش خودم نگه نمی دارم . اما نمی فهمم آدم هایی رو که دایم در حال فیلم بازی کردن هستند  طرف نداره رسما داره از بی پولی به فتا میر ه و بعد از میلیارد و دلار حرف می زنه . از مهمونی های آنچنانی . ماشین های خیلی گرون . چرا بعضی ها فکر می کنند که اون ماشین گرونه . زندگی کردن در فلان ویلا و پوشیدن فلان لباس بهشون شخصیت میده در صورتی که اصلش اینه که برعکس باشه  درسته ؟؟

این روزها خوبم . یعنی از بس که کار می کنم اصلا وقت نمیشه به خودم فکر کنم .خواب و درست و درمون که نداشتم . الان خوراک هم ندارم . اصلا هیچ وقت در هیچ دقیقه ای که از سن و سالم گذشته یک لحظه هم فکر نمی کردم که آزاده گردالو تبدیل به این آزاده باریک بشه . این روزها خیلی راحت آدم  عوضی ها و به درد نخورهای زندگیم رو کنار می گذارم . چیزهایی که اذیتم می کنه رو هیچ وقت کش نمی دهند . سریع راهم رو عوض می کنم  از یک طرف دیگه ای می روم . روزها درگیر و دار خبرهای خبرگزاری ام بعد هم دو تا تعهد بین کاری داریم که یکیش رفاقتی هستش و دارم انجامش می دهم . اما خب همیشه هم که آدم نباید برای پول کار انجام بدهد . یکی دیگه اش رو منتظر ببینم در آمدش چقدر هست اگر کم باشه که کلا انجامش نمی دهم .بقیه ساعت ها هم توی مترو وتاکسی ام . یا دارم می روم یا دارم بر می گردم . خسته با چشم هایی پر از خستگی و شکمی که از بس قار و قور کرده و من وقعی بهش ننهادم کلا داره مچاله میشه خدا روشکر . دلم از اون شکلات خانم های لباس طلایی می خواهد  با یک لیوان نسکافه و یک پنجره تا تتمه همه اون غم هایی که هنوز توی دلم مونده رو با مزه مزه کردن لیوان نسکافه ام فرو بدهم . دلم بارون می خواهد . و راه رفتن زیر نم نم بارون . چقدر دلم می خواست برم شمال اما نشد .

یک کیف وکفش قرمز سورمه ای دیدم خیلی خوشگله البته کیفش قرمز و سورمه ای هستش  و کفش هایش صندل های ساه قرمزه خیلی خوشگله . یعنی آخرشه ها . اما خب چون ژورنالیه اولا سه هفته طول میکشه به دستم برسه . بعدش هم گرونه الکیه . خیلی دوستش  دارم ها . میدونم که اون هم من رو خیلی دوست داره . اما خب من دلم نمی یاد این همه گرون هزینه کنم برای کیف وکفش که نهایت دو ماه ازش استفاده کنم . چون کفش هایش تابستونیه و نمیشه بپوشیش  سر کار هم نمیشه پوشید چون هیچ ادمی صندل رو با جوراب نمی پوشه خودش رو مسخره این و اون بکنه . خلاصه گفتم که در جریان باشید به تولید کننده گان داخلی بسپارید که لطفا از این مدل ایرانیش رو با قیمت مناسب بسازند من قول می دهم برم بخرم .

پ.ن: به يكبار امتحان كردنِ كسي بسنده نكنيد !

تا ميتونيد جا براي جبرانش بزاريد

يادِ خودتون بيفتيد !

درسي رو كه ميفتادين ،

همه كار ميكردين تا قبولتون كنن ...

نامه مينوشتين ؛

پيگير ميشدين صبح تا شب؛ هزار و يك گواهي مياوردين؛

ته ته ش ميگفتيد من تلاشمو كردم و نشد .

حيفِ...

بزاريد تلاش كنه؛ بزاريد جبران كنه

زيادي كه سخت بگيريد،

همون درس رو با يكي ديگه برميداره ...