تغییر درد دارد
سلام
بعد از یک چهار شنبه طولانی و خسته کننده،یک پنج شنبه آروم کنار مامان و بابا و جمعه ای که با تب و لرز و بدن درد و کابوس گذشت، نوشتم:
در بعضی طوفانهای زندگی، کم کم یاد میگیری که نباید توقعی داشته باشی!
مگر از خودت.
متوجه میشوی، بعضی را هرچند نزدیک، اما نباید باور کرد،
متوجه میشوی روی بعضی، هر چند صمیمی، اما نباید حساب کرد،
میفهمی بعضی را هر چند آشنا، اما نمیتوان شناخت،
و این اصلا تلخ نیست، شکست نیست،
ممکن است در حین آگاه شدن درد بکشی، این آگاهی دردناک است!
اما تلخ هرگز…
پ.ن:تغییر درد دارد.
درخت دافعه دارد که سیب می افتد