تولد نوشت

سلام 

مثل همه سال های پیش از اول خرداد کادوی تولد گرفتم هر کدوم از دوستانم زنگ می زنند می گفتند دختر خردادی دیگه ولی امسال ذوق تولد بازی نداشتم نمی دونم چرا کرونا ،کار ،درس بالا رفتن سن و سال هر چی که اسمش رو بگذاریم امسال حسابی من رو درگیر کرده اونقدر که برای تولدم خوشحال نبودم.ولی ولی چه من خوشحال باشم چه نباشم خرداد که به بیستون نهم میرسه بدنیا می یام هر سال توی این روز متولد میشم با تجربه های جدید .

تولدم مبارک امسال مهر ماه که از راه برسه می تونم برم سر کلاس درس بدهم مدل خانم دکترها 

راستی یک عالمه کادوی رنگی رنگی گرفتم از دستبند طلایی که مدت ها بود دوستش داشتم تا گوشی موبایل و پول چون مامان دیابت داره دور کیک بازی رو هم خط کشیدیم و فقط فش فشه بازی کردیم  برام دعا کنید به آرزوهام برسم 

پ.ن:تولدم مبارک 

بعد از مدت ها

سلام 
چه خرداد گرمی خیلی گرم دوست داشتم هر روز عصر هوا بارونی بشه بعد از سر پارک وی تا هر جا که حسش رو داشتم پیاده راه بیام فقط هفته اول خرداد هوا خیلی خوب بود از دیروز که وارد هفته دوم خرداد ماه جان شدیم هوا هم به شدت گرم شده دیروز نهار یک قرار کاری داشتم رستوران زیاد خوشگل نبود خیلی گرم بود و غذاشون هم سرد و خشک و زشت این برای چندمین باره که گول این تیستر های اینستاگرام رو می خورم و الکی پول می ریزم توی جوی آب خلاصه که اگر دلتون خواست برید رستوران هیچ وقت دانته یوسف آباد نرید که افتضاح و الکی گرونه.

دوشنبه باید برم ای وی یعنی هر کسی که کمبود آهن نداره پنج هیچ از منه بدبخت جلوتره هر چقدر که سن و سالم بیشتر میشه این کمبود آهن وحشتناک تر اثراتش رو نشون میده همه اون خستگی ها و بی حالی ها و زود عصبانی شدن ها به کنار این در به در دنبال مکمل آهن گشتن به کنار مشکل بزرگ من اینه که کلا بدنم جذب آهن نداره و جذب آهن خیلی کم انجام میشه برای همین خورد و خوراک زیاد نقشی نداره این وسط نه اینکه هیچ نقشی نداشته باشه ها داره ولی اندک البته که من همچنان گوشت قرمز و جگر نمی خورم و رژیم غذای بیخودی دارم ولی باز هم دست دانشمندها درد نکنه که سرم آهن رو ساختند برای بدبخت هایی مثل من. با این شرایط کرونا دکترم زیاد موافق نیست ای وی بشم چون کم کم باید پنج ساعت علاف بیمارستان باشم بعدش هم تا چند روز مسمومیت با آهن دارم و کلا جنازه طور میشم  ولی  بعدش تا عید فکر کنم خوب باشم.

 علیرضا رو خیلی وقت بود ندیده بودم بابابزرگش تازه فوت کرده خیلی هم سر حال بود بنده خدا ولی خب کرونا  واقعا شوخی آقا جون علیرضا بعد از سه شب بستری شدن توی بیمارستان تیریتا فوت کرد برابش پیام تسلیت فرستاده بودم ولی خب بعد از مراسم چهلم باهم قرار کافه گذاشتیم قبل از کافه رفتن  رفتیم پمپ بنزین و کارواش انگار نه انگار که من قرار بود حال و هوای علیرضا رو عوض کنم گفت من از ذوق کردن تو حسابی ذوقی میشم پمپ بنزین شلوغ بود جلو تر از ما هم طبق معلوم یک راننده تیبا در نقش خنگ ترین آدم خاورمیانه بنزین زد و کلی خندیدیم توی کارواش هم کلی از دیدن اون دستگاهی که کف تف می کنه رو ماشین ها ذوق زده شدم.خلاصه که آقا جمال (اسم ماشین علیرضاست)حسابی نو نوار شد بعد هم رفتیم کافه من اصلا آدم کافه رویی نیستم دلم سفره خونه هم نمی خواست قرار شد همون جایی بریم که علیرضا دوست داره و سالن داره برای سیگار کشیدن کافه خوشگلی بود نزدیک همون آرایشگاهی که  میروم ولی بعد از این همه سال قسم می خورم که اصلا اون کافه به اون بزرگی رو ندیده بودم موهیتو و پاستا و سالاد سزار خوردیم دو ساعت و نیم گپ زدیم می دونستم رابطه اش با آقا جونش خیلی بهتر از باباشه حاج مجید از اون باباهای خشک و عصبانیه علیرضا هم یک جوان پر شر و شور داشتم به ابن فکر می کردم که اگر مثل مامان و خاله چهارده تا شونزده سالگی شوهر کرده بودم الان باید یک پسر یا یک دختر بزرگ داشتم فکر کنم ماکان باحالی میشدم شاید هم از این مامان های وحشی و بی اعصاب میشدم گپ و گفتمون با علیرضا خیلی خوب بود چون بعد از اینکه از ماشینش پیاده شدم پنح دقیقه نشد که پیامک فرستاد و تشکر کرد .

خرداد که میشد هر روز خودم رو موظف می کردم که بنویسم ولی اعتراف میکنم که خرداد ۱۴۰۰ هیچ جذابیتی برای من نداشت حتی امسال برای تولدم هم ذوق ندارم این هم از عوارض پیریه دیگه شما ببخشید 

دلم برای نوشتن ریز به ریز اتفاق های زندگی و روزمرگی هام تنگ شده اما خود سانسوری میکنم خیلی زیاد هم خودسانسوری می کنم قبل تر ها حرف زدن رو دوست داشتم حرف که می زدم یعنی حالم خوب بود مامانم همیشه می گه وقتی حرف نمیزنی خطرناک میشی و الان واقعا یک آزاده خطرناک هستم که خودمم هم از خودم می ترسم 

مررسی ازاونهایی که هنوز اینجا رو می خونند گاهی حال می پرسند واقعا ابن روزها خوب نیستم 

پ.ن:میشینی فکر میکنی چقد میتونستی آدمای لایق‌تری رو واسه دوست‌داشتن انتخاب کنی، با آدمای بهتری رفت‌وآمد کنی، غذاهای سالم‌تری بخوری، خنده‌هات از ته‌دل باشه، محبتت عمیق‌تر باشه؛
به خودت میای میبینی تا خرخره غرق شدی تو حسرت، واسه تونستن‌هایی که از خودت دریغ کردی...