دربی ۹۷
سلام
اعتراف می کنم از دیشب که عکسش رو دیدم و کپشن زیر عکس رو خوندم حالم بد شده قبل تر هم گفته بودم که خیلی حسودم این بار ولی حسی که داشتم حسادت و خشم و نفرت همه با هم مخلوط شده بود مرتیکه خر. واقعا نمی دونم چرا اون اتفاقی که این همه برایش منتظر بودم چرا نمی افته چرا آخه الو خدا صدام رو می شنوی لطفا؟؟چرا جواب نمیدی پس چرا ولمون کردی به امان خودت رفتی نشستی داری با ابی چای می نوشی حتما آره؟؟
هر روز با حوصله زیاد فال حافظ برام می فرسته هر روز که نه ولی گاهی وقت ها میخونم اون روزهایی که حافظ خوب گفته رو دوست دارم از اون روزهایی که هی گفته صبر کن و این صوبتا خیلی بدم می یاد من دیگه آدم صبور بودن نیستم دیگه نمی تونم صبر کنم واقعا دیگه کشش صبر کردن رو ندارم امروز فالم رو دوست داشتم
شنبه 13 آذر 1400
فال حافظ امروز متولدین #خرداد :
گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی
چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی
شیرینتر از آنی به شکرخنده که گویم
ای خسرو خوبان که تو شیرین زمانی
تعبیر:
شما معروف و مشهور خواهید شد ومورد ستایش مردم واقع می شوید هنگامی که موفق شدید دست ناکامان را هم که از شما توقع دارند بگیرید.
لابه لای خبر های مسخرهای که منتشر می کنم و واقعا از نظر من هیچ ارزش خبری ندارند مینویسه رفتم بهشت زهرا دنبال قبر انسیه هنوز هم یک عالمه علامت سوال توی سرم می چرخه ولی تا حالا حوصله اش رو نداشتم که ازش بپرسم و علامت سوال ها بر طرف بشه این چه اخلاقیه من دارم که از کسی سوال نمی پرسم به نظرم آدم ها اگر صلاح بدونن درباره مسائلشون حرف می زنند با سوالاتمون آدم ها رو معذب نکنیم بعد بازخبر های چرت و پرت منتشر می کنم برای بار هزارم موزیک جدید محسن چاووشی رو گوش دادم و هر بار پرت شدم یک جایی که نمی دونم کجاست راستی امروز دربی هم هست آمار دربی ها رو دنبال می کنم یک زمانی برام مهم بود پرسپولیس برنده بشه چون قرمز برایش مهم بود الان فقط توی خبرها دیدم که دربی ۹۷رسیده و آبی و قرمز توی ورزشگاه آزادی بازی دارند از وقتی کرونا اومده دیگه دربی ها هم شور و هیجان ندارند.عمی سنگ خبر رو برام میفرسته و من ستون فقراتم تیر میکشه چشم هام پر از اشک میشه اصلا امروز حالم خوب نیست نمی دونم چی شده چه بلایی سرم اومده خدا رو شکر با کسی قرار ندارم این صدای مسخره که از صبح توی گوشم هست حسابی داره کلافه ام می کنه اشتها ندارم دلم هیچی نمی خواد های از فکر کردن به پنیر سوخاری هم حالت تهوع میگیرم.
یک دونه از شکلات های روی میز رو برمی داره و میگه به نظرت مذاکرات چی میشه اصلا نه دوست دارم ببینمش نه دوست دارم باهاش هم کلام بشم برای همین وانمود می کنم که نشنیدم چهل نفر آدم رفتم وین توی هتل دارن میخورن و می چرند و پولش از جیب من و شما میره بعد دست از پا دراز تر برگشتن و میگن مواردی گفتیم که نشد همه این چهل نفر با واکس برکت و سینوفارم چطوری رفتن وین؟ دو تا نماینده ای که رفتن ورزشگاه لابه لای اون همه خانم بی حجاب بتازی رئال رو دیدن وی اونها هم برکت زده بودن ؟تهش هم گفتم که رفتیم جامعه شناسی ورزشگاه هاشون دستمون بیاد یا یه همچین چیزی دربی صفر صفر تموم شد به همین راحتی و بی مزه گی
دلم میخواست برم توی نماز خونه بخوابم از بس که امروز کسل بودم ولی نماز خونمون خیلی سرد بود چون قسمت عقب ساختمون هم هست و سایه ساختمون های مجاور هم روش می افته خیلی سرده حتی توی تابستون هم خیلی سرده ده دقیقه نشستم از صدای نماز خوندن همکارهام و ادا و اصولی که سر قرائت حمد و سوره در می آوردند کلافه شدم یه بازی راه انداختند به اسم کی مسخره تر از بقیه نماز می خونه به نظرم این همه ادا اصول چیه درست مثل آدم نمازبخون بیا برو گمشو دیگه فقط بلدند ادا در بیارن
یکم زانوهام رو بغل کردم به هیچی فکر نکردم واقعا هیچی توی سرم نبود بعد هم اومدم بیرون دوست داشتم پنجره پشت سرم رو باز کنم آفتاب پخش بشه روی روسریم گرم بشم اما پشت پنجره پر از این کبوتر خنگ هاست نشستم خبر منتشر کردم جزو معدود دفعاتی بود که از میز ورزشی ها نبات گرفتم و به آبدارچی مون گفتم برام چایی کم رنگ بیاره دوست ندارم اینجا بمونم هی بهم بگن چرا رنگت پریده در صورتی که واقعا حالم بد نیست فقط کسل هستم انگار همه انگیزه هام رو ازم گرفتند. درست حالت آدمی رو دارم که چیزی که بهش تعلق خاطر داشت رو توی روز روشن و جلوی چشم هایش ازش گرفتن ازش دزدیدن امروز فوتباله بیرون پر از پلیس ضد شورش هوا هم داره کم کم آلوده و غبار آلود میشه می تونیم بریم یک ربع دیگه جمع می کنم منم میرم خونه واقعا امروز شنبه بی خبری و به درد نخوری بود.
درخت دافعه دارد که سیب می افتد