قسمت دوم سفرنامه و خداحافظی
اونقدر باز بین نوشتنم وقفه افتاد که اصلا یادم نیست می خواستم چی بنویسم . اما هر چی بود اینکه بگم دوبی یک کشور تفریحی محضه که خدا رو شکر تاریخ هم نداره نه از موزه ا نجا خبری هست نه از قلعه های سنگی و خشتی که بوی نا می دهند هر چی هست مدرنیته محض با ضرب و زور نوپردازی های انچنانی و پر از توریست . بومی ها اصلا توی شهر افتابی نمیشوند و فقط پولدار هستند که شب ها توی خنکای هوا با ماشین های انچنانیشون می یان بیرون تاکسی ها هم بسیار بسیار قانونپند تا صداشون می زنی جلوی پایت می ایستند و راهی مقصدی که می خواهی میشوند تا داخل تاکسی میشینی تاکسی متر روشنه و اصلا بحث چونه زدن نداریم . گشت صحرا یکی از جاذبه های خیلی خوبه دوبی محسوب میشه لندکروز سواری رو دوست داشتم بعد هم شن بازی و ماشین سواری و شتر سواری و قلیون و رقص عربی و رقص آتش و نقش حنا و برام جالب بود که خانمی که تند و تند برامون نقش حنا کشید رو دستمون ایرانی بود اما توی سکوت محض فقط کارش رو انجام می داد . بعد هم یک شام عربی که کباب چرب و چیلی بود و صد البته تند که من اصلا دوست نداشتم با باقلوای بسیار شیرین که باز هم دوست نداشتم منتهی اونقدر عکس انداختم و توی شن ها ورجه و وروجه کردم که همه راه تا رسیدن به هتل رو خواب بودم . تجربه یک زندگی لاکچری خیلی خوب بود و البته بسیار خسته کننده .
کشتی کروز هم که ترفند هنه تورها ی ترکیه ای و دوبی و کیش و انتالیاست .موزیک زنده روی کشتی با یک شام مفصل که خب من ترکیه رفته بودم توی کشتی و اصلا خوشم نیومده بود همه توی حلق هم بودند با اون تکان های اب اصلا تعادل ادم درست نبود بعد چون مشروب هم رایگانه و همه هم زیاده روی می کنن هی یکی رو ادم غش می کنه که خب من دوست ندارم .
کلوب های شبانه هم دوبی زیاد داره از کاباره های ایرانی که خواننده های ایرانی می خونند مثل شماعی زاده و شهرام کاشانی و شمس تا کاباره تهران که خواننده های کاباره ای مثل عارف اونجا می خونند برای یک بار تجربه بد نیست اما زود ادم رو دل زده می کنه اونهایی که اهل نوشیدنی های الکی هستند بسیار لذت می برند اما من از عارف فقط ترانه سلطان قلب هایش رو دوست دارم که اون رو هم دو بار بیشتر اجرا نمی کنه تحمل اون همه سر و صدا تا ۴ صبح از توان من خارجه .
دوبی اندازه ترکیه بازار خرید نداره پاساژ زیاد داره ها تا دلتون بخواهد دی تو دی و انصار مال و غدیر و سان سیتی داره همه ام چندین ده طبقه همه ام برند همه هم گرون دی تو دی فقط ارزونه دوتا شعبه داره یکی از شعبه هایش اجناس ۲۰ تا ۴۰ هزار تومانه یکی دیگه لم نزدیک میدونه ساعته که اجناسش بین هزار تا ده هزار تومنه همه هم چینی خلاصه که فقط میشه شکلات خرید و برند رو توی ایران هم میشه تهیه کرد
ساحل جمیرا و اون استخرهای خوش اب رنگ هم شبیه همون عکس هایی بود که دیدیم چقدر دوبی تمیزه واقعا دست مریزاد به شهرداریشون یکدونه زباله روی زمین نیست . گربه های دوبی هم خیلی با شعور بودن با دیدن آدم ها فرار می کردند گربه های لاغر و کم مو ،کلا دوبی شهر پر ذرق و برقی محسوب میشه حمل و نقل گرونه و خورد و خورک به مراتب از تهران ارزونتر میشه به ما گفتند که بازار کار هم فت و فراونه و در انحصار فیلیپینی ها و پاکستانی هاست .
این بود سفرنامه . اما امشب شب اخر سال ۹۵ هم هست . یک سال دیگه تموم شد یک سال پیرتر شدم . سال ۹۵ سال مالی خوبی بود خدا رو شکر سال کاری خوبی هم بود درسم هم تموم شد وارد یک رابطه ای شدم که هنوز هم دارم گیج می زنم . خیلی ادم بدهای سال ۹۵ کم بودند . چقدر ادم های خوب رو از دست دادیم امسال چقدر حادثه های رنگارنگ اتفاق افتاد. حالا که سال ۹۵ چمدونش رو بسته و جلو در ایستاده که فردا ظهر پرواز کنه و بره به سمت سرزمین گذشته ها دارم فکر می کنم که سال بدی هم نبود خدا رو شکر هم خوبی داشت هم سختی و هم درد داشت و هم خوشی و درست سر ساعت همیشگیش تموم شد . خدا حافظ ۹۵ که قلب بود نودو و عشق باشی اما شدی ۹۵ و رنج دست خدا به همراهت و سلام به ۹۶ دوست داشتنی ، آرزو می کنم توی چمدونت پر از اتفاق های خوب پر از شادی های دسته جمعی و پر از عشق باشه الهی آمین.
پ.ن:پر از دلشوره و استرسم اون هم فقط به خاطر رسیدن سال نو و اتفاقات تازه ای که در پیش رو داریم خدا کنه سال ۹۶ پر از اتفاقات خوب و خوش باشه خدادکنه بارون زیاد بباره... برف بباره ...جنگ ها و دعواها تموم بشه وضعیت اقتصادی مردم بهبود پیدا کنه و حاله هم خوب باشه آلهی آمین
درخت دافعه دارد که سیب می افتد