شب تولد تو .....

سلام

توی زندگی همه آدم ها یک روز خاص وجود داره یک روز ویژه که به نظر من اون روز روز تولد آدم هاست . بلد نیستم قلنبه و سلنبه حرف بزنم.به نظر همین جوری ساده بهتره از این متن های خیلی رمانتیک هم معذب میشوم برای همین هم ساده می گم

خدای اطلسی ها با تو باشد

پناه بی کسی ها با تو باشد

تمام لحظه های خوب یک عمر

به جز دلواپسی ها با تو باشد .

تولدت مبارك

مرا به اسم کوچکم صدا بزن+تولد دوست جون

سلام

ادامه نوشته

نذر کردم +سرعت پیشرفت تکنولوژی

سلام

خاله ام دایره المعارف فامیله هر کسی که اسم ببری مادر و پدر و خاله و عمه و عمو و دایی اش رو اسم می بره تازه درباره عروس و دامادشون هم حرف می زنه . دیشب اسم یک بنده خدایی رو  می خواستیم یادمون نمی اومد . این بنده خدا دو سال پیش از شمال برنج آورده بود .بعد ما خونه خاله ام دیدیمش و قرار شد برای ما هم برنج بیاره .اتفاقا برنج هم آورد و همه هم راضی بودند .منتهی ته حسابشون 20 تومن مونده بود که قرار شده بود دوست بابای من اون 20 تومن رو پرداخت کنه چون دوست بابا سرش شلوغ بود یادش رفته بود و اینها حالا دوست بابا می خواهد بره مکه دوره افتاده که حلالیت بگیره  و قسط و قرض هایش رو صاف کنه .هیچی دیگه رسیده بود به این 20 تومنه و دست به دامن بابا شده بود . بعد حمید رضا اسم آقاهه رو توی گوشیه بابا سیو کرده بود منتهی به جای اسمش نوشته بود برنج همه خوشحال شدند که بابا شماره اش رو داره اما نمیشد بهش زنگ بزنیم بگیم که الو سلام آقای برنج احوال شما ؟ خلاصه بعد از توپ و تشرهای فراوان به حمید رضا و دعواهای بابا که تو همه چیز رو به مسخره می گیری و اینهاذبه این نتیجه رسیدیم زنگ بزنیم از خاله خانم آمار بگیریم . مامان ساعت 10 زنگ زد خونه خاله اینها نشون به اون نشون که عروس عمه آقاهه هم اسمش در اومد .به قول حمید خاله خانم باید بره اداره آمار استخدام بشه از بس که آمار آدم ها و زاد و ولدشون رو داره والا به خدا .وقتی اسم آقای کپور چالی در اومد بابا به مامان گفت :چه عجب یک بار این آمارگیری خواهرت به درد خورد .

ادامه نوشته

قول و قرار من و خدا +امروز موزیک نداریم

سلام

من از جنگ می ترسم . از اینکه یک عالمه آدم بیگناه کشته بشوند حالم بد میشه .اصلا به آرمان ها و اعتقادها کار ندارم . نمی تونم بفهمم که دو نفر قدرتمند از هم خوششون نمی یاد چرا یک خیل عظیم آدم رو به کشتن می دهند تا خودشون در راس قدرت بمونند . یک پروژه ای بود که باید می رفتیم با خانواده شهدا صحبت می کردیم درباره فرزند شهیدشون اتفاقا خوب هم پول می  ادند اما من نرفتم . شنیدن درباره مرگ آدم ها و تصویر سازی کشته شدنشون در اتفاقی که هیچ ربطی به آنها نداشته برای من غیر قابل فهم و درکه .برای همه خواننده های اینجا که خانواده شهید هستند ارزش و احترام قایلم کار فرزندشون . برادرشون عمو و دایی و پدر و پدر بزرگ و هر کدوم از فامیلشون که در جنگ تحمیلی به شهادت رسیدند خیلی ارزشمنده اما من واقعا دلم برای اون جوان های رعنا و رشیدی که هدف گلوله قرار گرفتند و به مرگ لبخند زدند تا صدام عراق رو گسترش بدهد یا چه می دونم این طرفی ها نشان بدهند که بیدی نیستند که به این بادها بلرزند می سوزه .

ادامه نوشته

ببخشید کلید قلب من دست شما نیست+بچه ننه کیست ؟

سلام

همه اعصاب خوردی های نوشتن خبرهای حادثه ای و قتل و غارت و سرقت و دزدی یک طرف این به سرانجام رسیدن پرونده ها یک طرف دیگر . اصلا هر چقدر هم که ادعا کنم زندگی کاریم با زندگی خصوصی ام تداخل نداره حرف مفتی بیش نیست .مگه میشود صبح تا شب درباره آدم کشی و تجاوز وحشیانه کلاهبرداری و دزدی بنویسم بعد هیچ اتفاقی نیفته برای روح و روانم و راحت زندگی کنم .

ادامه نوشته

من با خدا کار دارم +دوستی خاله خرسه

سلام

ما روزنامه نگارها جزو اون دسته از آدم های چند شغله هستیم البته حق هم داریم با این وضعیت حقوق ها خیلی هم نمیشه به کار کردن توی یک جریده امیدوار بود .خلاصه که امروز توی تحریه مجلس روضه خونی بود . ماه پیش یک سری از بچه ها دیر حقوق گرفتن این ماه یک سری دیگه نشون به اون نشون که امروز 26 مرداد ماهه و برادران اسرا هم آزاد شدند و به میهنمون برگشتند اما هنوز حقوق نداده اند . قابل توجه طاهره خانم که هی کامنت می گذاره که تو چرا ناله می کنی حق دارم دیگه شما خودتون رو بگذارید جای من اصلا من هر روز سر یک ساعت مشخص از خونه می یام بیرون هر روزیک صفحه تولید می کنم باید آخر ماه بهم حقوق بدهند دیگه .از بس هی قرض می کنم و این کاسه اون کاسه می کنم هیچی تهش نمی مونه بی خیال مهم اینه که من کارم رو دوست دارم بعد سرم حسابی گرمه کار و باره می خواستم بمونم توی خونه که چی بشه ؟

ادامه نوشته

چقدر فضولی خوبه والا به خدا

سلام

ادامه نوشته

بیایید جمع کنیم بریم ژاپن زندگی کنیم والا به خدا

سلام

می گم هر چیزی یک آدابی داره .دوستی .دشمنی . آشنی .حتی قهر . راستی ها من مدت هاست که قهر نکردم . یادم رفته اول باید بگی نخیرم اصلن هم نمی خواهم می روم به مامانت می گم بعد هم لبهات رو یک جوری آویزون کنی اخم ها توی هم سرت هم کمی باید پایین باشه بعد هم یکهو از جایت بلند بشوی و بری یک گوشه همون حوالی که در تیررس نگاه ها باشی ساکت و آرووم بشینی تا بیایند منت کشی . تا یکی بیاید منت رو بکشه و از دلت در بیاره نازت رو بکشه  لوووست کنه به خاطرت شاخ غول بشکنه به خاطرت با بقیه دعوا کنه به خاطرت کاری رو بکنه که تو دوست داری  به خاطرت ... به خاطرت ... به خاطرت.می گم چه خوبه به خاطر آدم کاری رو انجام بدهند مگه نه؟بعد هم اصلا منتظر جواب نمی مونم من به خاطر خیلی ها خیلی کارها رو انجام دادم . اما کسی هست که به خاطر من کاری انجام داده باشه ؟؟؟

ادامه نوشته

من اهل بازی نیستم+تفاوت سلیقه در گذر زمان

سلام

هنوز هم روی دور تندم . دارم یک کاری انجام می دهم . اما خودم نه جریان روز و اتفاقاتی که دست به دست هم داده اند من رو وارد یک بازی پیچیده کرده اند . نه اینکه بازی بلد نباشم . اما دوست ندارم بازی کنم . دوست  دارم بروم بشینم یک گوشه بروم توی رویا و بازی دیگران را نگاه کنم . کاش قصه  ها و داستان هایی که می خوندیم به واقعیت می رسید . کاش همون جوری که برای قهرمان داستان رقم می خورد برای ما هم رقم می خورد . احساس میکنم روزگار هم که به من رسیده خسته است . سرش درد می کنه . تنهاست مثلا . امروز ساعت 4 اومدم سر کار همه اش درگیر بودم .سردبیرمون هی پرسید چی شده هیچی نگفتم چیزی نشده بود به خدا نه که گنده و چاخالو ام هستم همیشه توی چشمم اما مدیونید اگر فکر کنید یک بار به رویم آورد کدوم گوری بودی .می دونه کارم رو سر وقت  انجام می دهم . برای فردا کلی برنامه دارم . نوشتن از این همه مشغله دردی رو دوا نمی کنه . باید خودم یک طرح نو در بندازم والا به خدا

ادامه نوشته

نوشتن خبر یک به صورت مشارکتی +گلمراد رو یادتونه ؟

سلام

امروز از اون روزهایی بود که ریتمش روی دور تند تنظیم شده بود . اول صب با یک اس ام اس فهمیدم که یک قتل اتفاق افتاده هیچی نمی دونستم . این ج.ر وقت ها نه کشیک گوشی اش رو جواب می دهد نه اداره آگاهی نه کلانتری . اما همه اینها دلیل نمیشه که دست روی دست بگذاریم . و خبر رو ننویسیم . می دانستم که موازی با من خبرنگارهای  شوک و جام جم و همشهری و حمایت هم  دارند کار می کنند  . به ناهید که زنگ زدم وانمود کرد که هیچی نمی دونه این یعنی خیلی دستش پره و از من جلوتره .  بچه هلای جام جم هم هیچ کدوم گوشی هاشون رو جواب ندادند . دست تنهایی هم بد دردیه ها .

ادامه نوشته