سلام
از امروز صبح یک عالمه تصمیم جدید گرفتم تصمیم گرفتم که دیگه منتظر اس ام اس نباشم که دیگه الکی خودم رو ناراحن نکنم که دیگه اصلا دنیا و مسخره بازی های آن برایم اهمیت نداشته باشه . دیگه می خوام بی خیال باشم و به قول آن متهمه که برای رفتن به زندان لحظه شماری می کرد . بی خیالی طی کنم . دیدن دنیا از بالا خیلی کیف داره می خوام یک مدت هم اینطوری زندگی گکنم شاید یکم تغییر حال خرابم رو سر جایش بیاورد مگه نه؟
هنوز ماشین نخریدم کاش بتونم طرح تراتفیک بگیرم بلکه به واسط آن ماشین هم خریدم . البته حرفم خنده داره چون اگر مدارک ماشین به نام خودت نباشه از طرح ترافیک خبری نیست خدا رو چه دیدی شاید از اختیارات خبر نگاری ام استفاده کردم و طرح هم گرفتم مگه چیه ؟؟
فردا می ریم سینما خدا کنه فیلمه قشنگ باشه البته الان که فکر می کنم اگر قشنگ نبود هم مهم نیست مهم اینه که داریم با هم می ریم سینما . همگی با هم من و میترا و سارا و مرضیه . لیلا که هیچ وقت پایه کارها و گردش های دسته جمعی نیست باز هم یک بهانه جدید آورد که ببخشید نمی تونم و کار دارم و گزارشم مونده کلا بهانه آورد اما من از الان خوشحالم که می خواهیم برویم .
دارم نسکافه می خورم آینقدر خوشمزه است . نمی دونم چرا اینقدر از نسکافه ای که الان دارم می خورم بهم مزه داده خیلی خوشمزه است دوست دارم .
کارهای خروجی این هفته خیلی زود تموم شد . آفرین به ما که از اول هفته کاریمون خوب خوب وظایفمون رو انجام دادیم و حالا راحت بدون بپر بپر داریم نسکافه می خوریم . آفرین واقعا . یک آقایی دیروز زنگ زده بود می گفت حوادث روزنامه ها تکراری است حوادث جدید بنویسید . واقعا آدم از این همه خوانده پیگیر به وجد می یاد . فکر کن ؟نسکافه ام تموم شد
چرا اینقدر کم بود؟
گردنبندم پاره شد .حیف تازه خریده بودمش ها دوستش هم داشتم اما پاره شد . بی خود و بی جهت باز هم جیف فدای سرم می روم یکی دیگه می خرم مگه قحطی اومده ؟تصمیم هایم زود به زود یادم می ره قرار بود خودم رو ناراحن نکنم داشت یادم می رفت. ما بریم به کارهامون برسیم کلی مشق های ننوشته روی دستمون تلنبار شده فعلا .